تبليغاتX
پرش از پله هفتم

اگر بدوم ، بدوم

دستم،

 کوتاه تر از آنست

 برای داشتنت ،

مثل سایه ای از خودم...

بوفی که دیروز به دنیا آمد ،گفت :

وقتی نوری نیست،

سایه ای نیست...

 ...

باید شمع های کوچک را فوت کنم

و

شمع های بزرگ...

اما دستم به خورشید نمی رسد ؟!!

 وتو می مانی و

  نمی رسیم به هم ...

 

+ نوشته شده در جمعه 1387/09/22ساعت 19:18 توسط ایهام |

 وقتی بدانیم، همه چیز، دروغ است

ابتدا،

 چه کسی وحشت می کند ؟

ما یا او که دروغ گفت ؟!

بگذار ، من بترسم،

اما  تو ،  آن دروغگو نباش…

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/09/05ساعت 22:52 توسط ایهام |